عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

377

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

تا كسى پديد آيد ، و از ابو الحسين [ 1 ] كار پيش نرفت . پس وزارت به ابو الفضل محمد بن احمد الخنامتى [ 2 ] دادند ، و اين خنامت دهيست [ 3 ] از ولايت بخارا ( دو ) وزارت به دو ختم شد . و چون امير محمود دل از شغل غزنين فارغ كرد ، كار بساخت و روى به نيشاپور نهاد . بكتوزون دانست : كه با وى برنيايد . سوى نسا و با ورد رفت . و امير ابو الحارث قصد او كرد . بكتوزون و فايق يكى شدند ، و ابو الحارث را خلع كردند و ميل كشيدند او را بسرخس ، روز چهار شنبه دوازدهم ماه صفر ، سنه تسع و ثمانين و ثلثمائه . ابو الفوارس عبد الملك بن نوح پس بكتوزون و فايق و طبقهء حشم گرد آمدند ، مر برادر ابو الحارث عبد الملك بن نوح را بنشاندند . و مال بيعت ازو بخواستند ، بداد . و اندرين وقت امير محمود رحمه اللّه بمرو آمد بكينه خواستن ابو الحارث تا حرب كند . رسولان در ميان شدند و صلح كردند بر آنكه : هرات و بلخ امير محمود را باشد با همه اموال آن . و امير محمود رحمه اللّه [ 214 ] دو هزار دينار صدقه داد و باز گشت برين صلح ، و شكر كرد ، شكر خداى را عز و جل كه خونى نيفتاد .

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : ابو القاسم كار ؟ [ ( 2 - ) ] اصل : الحبافى . ب : الحياقى ؟ بار تولد اين كلمه را به الجيهانى تبديل كرده و گويد كه شايد پسر ابو عبد اللّه احمد باشد ؟ چون كلمات ما بعد شرح خنامت را خوانده نتوانسته‌اند چنين سهوى روى داده است . [ ( 3 - ) ] در نسخ مطبوعه و هر دو خطى : ختامت دهيات ( كذا ) ؟ ولى خنامتى بضمهء اول نام يكى از قراء بخارا بود كه منسوب آن را هم خنامتى مىگفتند ( معجم البلدان 2 ر 391 و اللباب 1 ر 388 ) و چون قرائت كلمات درست شود ، ضرورت به تبديل متن صحيح نمىماند ، طورى كه بار تولد در تركستان و ناظم به تقليد او در طبع متن كرده است .